
وبم : یک سالگی ات مبارک !!

شش شهریور هشتاد و شش آغاز وب نویسی من بود ..
با آخرین روزهای دانشجوییم شوع کردم ..
روزهای درس و تلاش و امتحان ..
و بعد هم در آرزوی یک شغل خوب و تابستانی که به بیکاری و تفریح گذشت !
و یه شب ماه رمضون و یه تلفن و خبر یه پیشنهاد کاری خوب ...
یادمه هیچ وقت کار بانک رو دوست نداشتم .. محیطش رو هم همینطور !
حتی روزایی که دوستام مدام از خوبی هاش و مزایاش و آروزهاشون برا کار بانک می گفتند ...
من کار شرکتی رو ترجیح می دادم .
اما خوب حالا بعد یه سال همه چی فرق کرده ..
حالا فکر می کنم محیط بانک رو بیشتر از هر جای دیگه ای دوست دارم ..
چون یه محیطه بازه ..
هرچند سر و کله زدن با انواع مشتری هست .. شلوغی هست .. اما خوب در هر صورت همه چی ظاهرو باطن به قول معروف " رو " هست !!
یادمه کار اموزی که می رفتم خیلی چیزا زجرم می داد .. در موردش هم نوشتم .. اگه خونده باشید ..!
در مورد خانمهایی که نبودشان در اجتماع بهتر از بودنشان است !!
و خیلی چیزهای دیگر !!
حالا به کارم هم علاقه مند شدم ... چند ماهی واقعا در سرگردانی و بلاتکلیفی بودم .. همه ی پستهای شعبه را امتحان کرده بودم اما علنا هیچ پست و سمتی در شعبه نداشتم و این بیشتر حوصله ام را سر می برد !!
اما خوب در نهایت با رفتن حسابدار ( که آنچه در شعبه آموختم از او بود ) و جایگزین شدن من به جای او اعتماد بنفس و علاقه ای مضاعف به کارم در من ایجاد شد.
طوری که حس می کنم در همین سازمان هرچند کوچک و نوپا هم جا برای رشد و پیشرفت هست ..
حالا به کارشناس مالی شدن سرپرستی فکر می کنم !! فک کن !!...
درهر صورت روزهای سخت کاری گذشتند وحالا سختی ها از نوع دیگری است ..
هرچند هنوز هم کم بودن نیروی شعبه ( بخصوص تحویلداری ) به طور محسوسی مشاهده میشه ...
و با مرخصی یک تحویلدار حجم بالایی از کار بر دوش دو سه نفر از کارمندا می افتد.
پ ن : تصمیم گرفته ام از رویت هلال ماه رمضان تا عید فطر کمتر به اینجا بیایم ..
می خواهم من باشم و خدایم ...
البته به رسم احترام هم شده سعی می کنم پاسخ نظرات شما را بدهم ...
می خواهم این ماه آنقدر قران بخوانم تا بتوانم مقابل حرف کفر الود بایستم ...
و انقدر بدانم تا بتوانم پاسخ نادانی جماعتی را بدهم ...
و پاسخ شیعیانی که جز زخمی به دل علی (ع) چیزی نیستند .
شب قدر دعا کنم از کسانی نباشم که بر دردهای دلش بیافزایم ..
و خدا قدرتی به ما دهد درمقابل ظلم به امام علی (ع) نیز بایستیم..
راستی ممنون که در جشن کوچک من و وبم شرکت کردید ..
بفرمایید کیک !

