پیدا کردن هموطنان اینترنتی که پر از صفا و صمیمیت اند حتی اگه ناپایدار و موقتی باشه حس و حال خودشو داره !!
.
اول از اون ده میلیون بگم که همه تون پرسیدید.
راستش اون کسری نبود که مجبور به تسویه بشیم !
اشتباه واریزی وام بود.
قبلا گفتم که تو همه ی پستهای شعبه یه سرکی کشیدم !
اما خوب به خاطر رفتارهای خانوم کارمند تحویلدار اون قسمت رو کمتر تجربه کردم .
پنجشنبه هم ایشون مرخصی بودند و به ناچار من جاشون بودم .
تا بعد از ظهر همه چی خوب پیش رفت و حسابها هم به راحتی و به موقع خوند. اما ساعت 2 وقتی همه ی همکارا مشغول جمع کردن و رفتن بودند، رئیس شعبه گفت که به سه نفر قبل از اینکه وامهای اون روز به حسابشون واریز بشه نقدی پرداخت کرده ! و ما مجبور به ماندن و واریز کردن مجدد وامها شدیم .
با اینکه از یکی دو تا از همکارا خواستم تا حداقل در مرتب کردن سندها یه کمکی کنند اما خوب تقریبا از دستشون بر نمی اومد ! چون همه شون فقط و فقط محدود به وظایف کاری خودشون اند ..
تقریبا همه رفتند و خود جناب رئیس از خستگی مشغول به چرت زدن شد !!( میگم از نصب دوربینها راضی ام به خاطر انعکاس همین موارد میگم !)
خلاصه تا ساعت 3.5 ( اونم روز پنجشنبه که معاون قبل از 1 رسیده خونه و یه چرت هم زده ..! ) اون چند تا وام رو هم ریختم . سندها هم آنقدر قاطی شد و همه چی عجله ای شد که فرصت نکردم یه کنترل کنم .
بعد از یکی دو روز تازه با کنترل کردن حسابها بود که فهمیدم بانکها یه 200 میلیونی اختلاف داره ( که دو تا وام 10میلیونی بود ) وبعد از کنترل کردن همه ی حسابهای اون روز دو تا واریزی مازاد پیدا شد که یکیش هنوز تو حساب بود و برگشت دادیم و اون یکی در کمال پررویی برداشت شده بود ...
و این بود داستان ما !!!
تنها شانسی که آوردیم طرف از آشنایان رئیس بودند ( و البته راننده مینی بوس 4 سال دانشگاهمون هم بود ! یادش بخیر چه آرامشی داشتیم اون روزا .. تنها غصه مان نمره ها بود و معدل ... اما حالا !!)
خلاصه با بدبختی بعده چند روز بالاخره همه رو پرداخت کرد ..
از اونجایی که حسابدار شعبه هم بالاخره نقل مکان کرد و رفت ، حالا رئیس همه ی انتظارات رو از من داره ..
در حالی که در واریز کردن به حساب اون طرف اشتباه از من نبوده .
من به فرمایش خود ایشون اون چنر تا وام رو ریختم ، اشتباه من فقط در وارد نکردن بقیه سندها بوده ...
کارمند تحویلدار هم که روز شنبه اومد وقتی دید سند بستانکار اون دو تا وام نیست به حسابدار گفت و ایشان هم فکر کردند سنها گم شده!! و خلاصه سند جدید زدند و دوباره وام به حسابش واریز شد . در حالیکه براحتی می تونست با دیدن مسدودی حساب بره به صورتحساب طرف و ببینه که وام رو قبلا برداشت کرده ...
خلاصه اشتباه من در وارد نکردن بقیه سندها و اشتباه حسابدار در دوباره سند زدن و اشتباه تحویلدار در دوباره وارد کردن سند بستانکار و اشتباه همه ی همکارا در همکاری نکردن روز پنجشبه و البته باقی روزها ، نزدیک بود کار دستمان دهد که الحمداله بخیر گذشت.
نمی دونم تونستم خوب توضیح بدم یا نه !!
شاید برای غیر بانکی ها چندان خواندنی نباشه ..
اما از شما بانکی ها می پرسم ..
شما هم اینهمه بهم ریختگی و بی نظمی و آشفتگی تو شعبه تون دارید ؟؟!
با رفتن حسابدار هر روز اتفاق و رویداد تازه ای داریم ..
با اینکه تا بود با سوال هام مغزشو می خوردم .. مخصوصا اون اوایل کارم که تقریبا فقط همون حسابدار واقعا کمکم می کرد اما نمی دونم اینهمه نکته چطوری از چشم دور موند !!
امروز از استان زنگ زدند که چرا آمار مربوط به پانزدهم رو نفرستادیم !!
من از کارمند تحویلدار می پرسم . در کمال آرامش و خونسردی میگه من گرفتم گذاشتم اون بالا !!
خوب نمی تونستی حداقل بگی یه نفر پستش کنه ...
رئیس هم تقریبا باز از جانب من دید ..
آخه اینم از وظایف حسابدار قبلی بود ...
خلاصه مجبور شدم دیسکت رو بیارم خونه و از طریق ایمیل بفرستم ..
نمی دونم موفقیت آمیز بوده و به دستشون رسیده یا نه ...!
همه ی این روزا رو دوست دارم .
چون هر روز یه اتفاق تازه و نو ..
هر روز یه ایده و فکر و کار تازه ...
هر روز موقعیت جدید ..
