هوا بس ناجوانمردانه سرد است .
احتمالا تعدادی از شما که این مطلب رو می خونید یه جای گرم نشسته اید و احیانا شیر داغ و استخر و سونای زیرزمین تون هم براهست!
اما اینجا که من نشسته ام هوا بس ناجوانمردانه سرد است ! دو سه روزی می شود که ما و همشهری ها گاز نداریم. مردم برا خرید بخاری برقی و بخاری گازی و کوره و کرسی و " نان " !!به تلاش و تکاپو افتاده اند.
کسانی که دستشان به دهنشان می رسد پی تلفن به دوست و آشنا تا کسی را بیابند که برای چند روزی نان و غذا برایشان فراهم کند و
...و کسانی نیز در صف "طویل" نانوایی ها در سوز سرما پی فراهم اوردن لقمه نانی برای شب ..
اینجا که ما نشسته ایم شایعه ادامه یافتن قطعی گاز تا عید و همچنین قطع آب و برق نیز همچون شایعه دادن 50 تومان برای خرید بخاری نفتی بالا گرفته است ...
- احیانا شما می دانید که در شهر ما چند نفر هستند که همان 50 تومان را ندارند که بتوانند خانه شان را گرم ، گرم که نه حداقل از سوز سرما نجات دهند ؟
- کسی می داند چند نفر امشب نان بهشان نرسیده است ؟
- لوله های آب چند نفر یخ زده و آب ندارند ؟
- چند کودک در بیمارستان ها بستری شده اند و مادرشان خدا را شکر میکند که حداقل یه جای گرمی دارند ؟
راستی اصلا کسی میداند که چرا بعضی از جاهای شهر به هیچ وجه رنگ قطعی گاز را به خود نمی بیند ؟
.
.
- خدا را شکر که ما مجبور نیستیم با یک لامپ 100 و یک میز عسلی کرسی درست کنیم !
- خدا را شکر که توانستیم هم بخاری نفتی و هم برقی تهیه کنیم ...
- خدا را شکر یخ زدگی لوله های آب برطرف شده و حالا می توانیم بطری بطری آب زیر همان کرسی ها بگذاریم و از آب ملایم استفاده کنیم ..( چون کرخت شدن دستها بعد از استفاده از اب سرد یکی از عذاب آورترین مسائل این روزهامان است !)
- خدا را شکر که حیاط داریم و می توانیم اتش درست کنیم و درونش سیب زمینی بگذاریم (!!)
- خدا را شکر که کمی نان در فریزر داریم ...
- خدا را شکر که لباس گرم داریم و فضای خانه هم ملایم شده ..
- خدار ا شکر که بالاخره امروز ما را هم همچون همه ادارات و سازمان های دولتی تعطیل کردند و مجبور نبودیم همچون چند روز پیش بعد از لیز خوردن روی اسفالت های یخ زده شهر در زیر افت فشار گاز پاهامان در کفش هامان منجمد شود ...
- خدا را شکر که سرماخوردگی ام هرچند تکانی نخورده حداقل بدتر هم نشده ....
راستی داشت یادم می رفت ..! خدا راشکر برای این نعمت زیبا ..... برف ...
در شهر ما چند سالی بود که برف نمی بارید امسال این رحمت شامل حالمان شد .. می ترسم این برف با خاطره بد در ذهن بچه ها باقی بماند ...
راستی این سرما چقدر باعث شد خانواده ها دوباره دور هم جمع شوند .. همچون شب یلدا ...
. اما بدون هندوانه .. بدون فال حافظ .. بدون گاز !
هرچند برای ما که فرقی نکرد !!
امشب یکی از اقوام می گفت متاسفانه مردم چندان از این امتحان سربلند بیرون نیامدند .. و اشاره به صف های نان و دیگر کالا ها می کرد و گرانی ها و حق خوری ها و ایثار و گذشت و دست نیازمندی رو گرفتن و....
راست می گفت ...
.
هیچ معلوم نیست امشب که صبح شد چند متر برف جلوی درب منزل نشسته باشد و چند نفر درخانه شان از سوز سرما و گرسنگی تلف شوند ...
پ ن :
اشکی برای گریه به این دیده ها دهید ، دستی برای سینه زدن دست ما دهید .
زنجیر و شال و بیرق و پیراهن سیاه ، چشم انتظار مانده که اذن عزا دهید .
حسین جان !
داغ شهادتت آنچنان سینه سوز است که سرما و کولاک هم ما را از عزاداریت باز نمی دارد .
۱. عزا داریتون قبول.
۲. لطفا شعله بخاریتان را "فقط کمی" کم کنید ...
۳. دعامان کنید که زنده بمانیم ! فقط همین !
دکتر شریعتی :
من از دو کار نفرت دارم : 1. درد دل کردن که کار شبه مردها ست و 2. از خود دفاع کردن ، برای تبرئه خود جوش زدن که کار مستضعفین است . شجاع به همدرد نیازمند نیست . از ناله شرم دارد . مرد پاک را نیز زندگی و زمان تنها نمی گذارد . زندگیش از او دفاع می کند .زمان تبرئه اش می کند .
پلیدان هرگز پاکدامنی را نمی توانند الود .
اما یک نوع نالیدن است که چیز دیگری است . ناله ی غم و غصه و گرفتاری و غرض و از دست دشمنی های این و آن و آزار اینجا و انجا .. نیست . ناله ی ضعف و عجز نیست ، ناله مرد است . انچنان که شیر در شب های عظیم کوهستان می نالد . انچنان که علی در شبهای پهناور نخلستان می نالد . این ناله ی غربت است ، گریستن در زیر آوار زندگی کردن !
یک ذره عشق علی ، اگر در نهادت و ذاتت باشد ، تو را قدرت ماندن در برابر هجوم همه ی
این قدرت ها خواهد بخشید و همچون یک مومیایی سحر انگیز و مرموز نگاهت خواهد داشت .
می دانم که تو این مایه را داری و نیز یک خود اگاهی را....
نام علی(ع) عدالت
راه علی(ع) سعادت
عشق علی(ع) شهادت
ذکر علی(ع) عبادت
عید علی(ع) مبارک
پ ن :
انتقاد : چقدر زشته که سایت درست روز عید غدیر دچار مشکل بشه و نشه وبلاگ رو آپ کرد !
